بابا مجتبیبابا مجتبی، تا این لحظه: 41 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 34 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
زندگی مازندگی ما، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

ارمغانِ بهشت

درد دل مادرانه با امام زمان عجل الله تعالی فرجه

مادر گفت: من لالایی تازه ای خواهم ساخت! من در گوش نوزاد دلبند خویش، حدیثی تازه تر خواهم گفت ... من قلب کوچک دردانه خود را، با رئوف ترین قلب عالم، پیوند خواهم زد و من خواب کودک خویش را شیرین ترین خواب عالم خواهم کرد ... من لالایی تازه ای خواهم ساخت ... لالایی فراق، لالایی انتظار، لالایی وصال ... و به راستی، به راستی چه شیرین است خوابی که آغازش لالایی تو باشد ! و می دانم ... به یقین، می دانم که از این پس، نوزاد من بی تاب نخواهد بود و بی قراری نخواهد کرد ؛ چرا که لالایی تو، قرار دل همه نوزادان بی قرار عالم است و تو، قرار...
24 بهمن 1393

یادش بخیر ...

سلام گل مامان امروز یادم افتاده بود به خاطرات بچگیم از بین تموم اون خاطرات یه لالایی بود که فکر میکنم خاطره تموم بچه های ایرانه گنجشک لالا .... .... گنجشك، لالا سنجاب،‌ لالا آمد دوباره مهتاب، لالا لالا،‌ لالايي، لالا، لالايي لالا،‌ لالايي، لالا، لالايي گل زود خوابيد مثل هميشه قورباغه، ساكت خوابيده بيشه لالا،‌ لالايي، لالا، لالايي لالا،‌ لالايي، لالا، لالايي جنگل، لالالا بركه، لالالا شب بر همه خوش تا صبحِ فردا لالا،‌ لالايي، لالا، لالايي لالا،‌ لالايي، لا...
23 بهمن 1393

یوم الله مبارکـــــ ...

سلام عزیز دل مامان   فردا 22 بهمنه ، من و بابایی میریم راهپیمایی ، خیلی جای سرباز کوچولوی حضرت آقا هم سبزِ   ان شاء الله سال آینده شما هم باشی وضعیت مامان هم جوری باشه که بتونیم بریم راهپیمایی   خلاصه ما می رویم مشتی به دهان دشمنان اسلام و ایران بزنیم و بازگردیم   دوست دارم سرباز کوچولوی هنوز بدنیا نیومدهء هنوز تشکیل نشدهء عزیز من شوخی میکنم جیگر مامان ، اصل نیته , که نیت شما کاملا شکل گرفته   خب دیگه ساعت 1:30 نصف شبه! مامان بره بخوابه که فردا یک دقیقه هم خودش یه مُشته نباید دیر برسیم ...
22 بهمن 1393

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام

  بازم سلام عزیز مامان   خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من که عالیمممممم از خوشحالی دارم میمیرمممممم   آخه اگه آقا امام رضا علیه السلام بطلبه آخر سال مشرف میشیم خدمتشون همینجوری بغض گلومو گرفته نمی دونم چیکار کنم!   آخه یک ساله هر وقت می خوایم بریم مشهد ، بابایی می گن نه بریم قم ، البته قم هیچی از مشهد کم نداره ، اونجا می ریم پابوس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و ازشون میخوام از برادرشون بخوان ما رو به حضورشون بطلبن و بعدشم میریم مسجد جمکران مسجد مولا و صاحبمون حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه چقدر عاشق جمکرانم .   انگار خواهش و تمنامون جواب داده و آقا طلب...
18 بهمن 1393

مامانی بعد از یک سال ورزشکار می شود ...

سلام عزیز مامان   یه مدته که احساس می کنم وزنم داری بی جهت اضاف می شه!   خیلی نگران بودم اما بخاطر کلاسای دانشگاه و البته تنبلی خودم نرسیدم برم ورزش، البته این اضاف وزن خیلی خیلی زیاد بود و غیر عادی طوری که الان حدود 10 کیلو اضاف وزن دارم!   که البته متوجه شدم هم اضاف وزنم هم اینکه صبح ها انقدر خسته بودم که انگار نه انگار شب تا صبح خوابیده بودم و یکم افسرده شده بودم و همش فکر می کردم به هیچ دردی نمی خورم و در مورد مسایل دیگه ، همش از کم کاری تیروئیده!!! چه بلایی سرم آورده این تیروئید!   البته خدارو شکر از وقتی قرص مصرف میکنم یکم بهترم ، دیگه حداقل بجای 12-11 ظهر اونم با خستگی ...
16 بهمن 1393

داشته ها و گذشته ها

بنام خدای مهربون   سلام عزیز مادر   حال و احوالت خوبه؟ حتما خوبه . هرکس در پناه خداوند مهربون باشه خوبه.   این حال رو منم یه روزی درک کردم   عزیز دلم ... دنیا همیشه اینطور که می بینی نیست !   نمی دونم چطور شروع کنم!   من همیشه از وقتی یادمه نگران تربیت شما بودم دوست داشتم نشی چیزی که بودم . همیشه در فکر این بودم که چطور شما رو تربیت کنم! ولی چطور مادری می تونه فرزندی تربیت کنه و مسیر و راهی پیش روش بذاره که خودش هنوز اون راه رو نرفته!   نمی دونم چطور بگم ...   این مامانی که می بینی همیشه همینطور نبوده! نمی دونم چرا! ...
15 بهمن 1393

بدون عنوان

بسم رب الرحیم سلام عزیزکم چطوری مادر؟ اومدم خوشحالی امروزمو باهات تقسیم کنم اما یه موضوعی باعث شد ترجیح بدم در مورد چیزای دیگه ای صحبت کنم که البته تا اومدم شروع کنم باباییتون فرمودند آماده بشم تا بریم منزل حاج آقا ، (منظورم پدر مجبوبه خانم ، زن دایی باباییه) خیلی دلم می خواست بشینم و حرفامو برات بنویسم اما الان باید برم ، باشه به وقتش  نوگلم دوست دارم عزیزکم ...
13 بهمن 1393